 معماری اکوتک
در معماري معاصر ، تغييراتي كه با توجه به معيارهاي زيست اقليمي و پايداري پديد مي آيند ، هر روز اهميت بيشتري مي يابند . سخن از پايداري در معماري را مي توان به تصور و طراحي ساخت و سازهاي آينده تعبيركرد ، آن هم نه تنها با پايداري فيزيكي ساختمان ، بلكه با پايداري و حفظ اين سياره و منابع انرژي آن . به اين ترتيب اينگونه به نظر مي رسد كه مي توان پايداري را بر طبق الگويي تصوركرد كه درآن منابع و مصالح دردسترس ، بيش از هدر دادن يا ناديده گرفتن شان ، با كارايي بيشتري به كارگرفته شوند . به طورخلاصه منظور از اكولوژي يا بوم شناسي ساختمان اين است كه بر قابليت ساختمان براي تلفيق عوامل محيطي و جوي ، و تبديل آنها به صورت كيفيت هاي فضايي و آسايش و فرم ، تمركز گردد.
معماری اکوتک
در معماري معاصر ، تغييراتي كه با توجه به معيارهاي زيست اقليمي و پايداري پديد مي آيند ، هر روز اهميت بيشتري مي يابند . سخن از پايداري در معماري را مي توان به تصور و طراحي ساخت و سازهاي آينده تعبيركرد ، آن هم نه تنها با پايداري فيزيكي ساختمان ، بلكه با پايداري و حفظ اين سياره و منابع انرژي آن . به اين ترتيب اينگونه به نظر مي رسد كه مي توان پايداري را بر طبق الگويي تصوركرد كه درآن منابع و مصالح دردسترس ، بيش از هدر دادن يا ناديده گرفتن شان ، با كارايي بيشتري به كارگرفته شوند . به طورخلاصه منظور از اكولوژي يا بوم شناسي ساختمان اين است كه بر قابليت ساختمان براي تلفيق عوامل محيطي و جوي ، و تبديل آنها به صورت كيفيت هاي فضايي و آسايش و فرم ، تمركز گردد.
هدف از معماري اكو- تك ( اكولوژي + تكنولوژي ) علاوه بر استفاده حداكثر از عوامل طبيعي و محيطي به همراه فن آوري روز ، بالابردن سطح كيفيت زندگي براي آيندگان است .
معماري اكوتك
كاربرد روز افزون و گريز ناپذير تكنولوژي صنعتي و سپس تكنولوژي الكترونيك موجب شد كه گروهي از معماران و شهرسازان در پي يافتن راه حلهايي براي آشتي دادن تكنولوژي پيچيده با طراحي و مسائل محيطي باشند . به همين سبب كاربرد تكنولوژي پيچيده وكم توجهي به مسائل محيطي درطراحي و احداث فضاهاي معماري و شهري چندان دوام نياورد و به ويژه پس از مسئله بحران انرژي ، موضوع هماهنگ سازي فضاي معماري با محيط طبيعي مورد توجه قرارگرفت و معماري اكوتك به تدريج جايگزين معماري هاي تك گرديد .
نحوه و چگونگي استفاده از تكنولوژي بالادرهماهنگي با محيط طبيعي در همه انواع بناها يكسان نبوده و نخواهد بود ، در برخي بناهاي مهم و شاخص معماري و شهري ، گاه از آخرين ابداعات فني استفاده مي شود به گونه اي كه به نظر مي رسد استفاده از آن روشها براي كشورهاي در حال توسعه در دوره معاصر چندان مقدور نيست ، اما تجربيات كشورهاي اروپائي در برخي از زمينه ها به ويژه درمورد بعضي از بناهاي كوچك مانند واحدهاي مسكوني مي تواند بسيار سودمند باشد .
معماري اكوتك وفن آوري پيشرفته
بيان و ابزار دستاوردهاي علمي و فني ، همواره از وظايف معماري مدرن بوده است . مدرنيستهاي اوليه نظير لوكوربوزيه و گروپيوس ، به فن آوري به مثابه نيرويي كه تغيير را موجب مي شود ، توجه مي كردند و بنابر همين ملاحظات بود كه انسان آن را در معماري از آن خود ساخت و مورد ستايش قرارداد .
“توليد فرآيندهاي صنعتي منطقي به صورت ساخت و سازهاي ساختماني ، منجربه محيطهاي خنثي ، انعطاف پذير و بي مصرف شده و دركل به صورت سبكي پيچيده و مبهم درآمده است . خوشبختانه حساسيت در برابر چنين وضعيتي ، روابط گسترده تر ازجمله ساخت مكان ، تفاهم اجتماعي ، مصرف انرژي ، شهرسازي و آگاهي زيست محيطي را به وجودآورده به طوري كه امروزه اكوتك را در برابر هاي تك قرارداده است .”[1]
نكته تعيين كننده ديگر در مورد اين رويكرد خاص ، تعامل خلاق بسياري از رشته هاي تا پيش از اين نيمه وابسته به هم است . براي نمونه مهندسي ساختاري و تأسيسات ، مصالح ساختماني ، علوم كامپيوتري و زيست محيطي به نوعي معماري انجاميده است كه دامنه وسيع تري از تجربيات گوناگون را در اختيار ما مي گذارد كه تا پيش از اين هرگز ممكن نبود ؛ ونيز نوعي معماري كه مي تواند با نيازهاي متغير جامعه معاصر سازگار شود . ريچاردراجرز ، كه مي توان از او به عنوان يكي از معماران آگاه و بصير امروز نام برد ، مي گويد : ” خلق معماري كه فناوري جديد را در برداشته باشد ، مستلزم گسستن از ايده جهان ايستاي افلاطوني است ؛ جهاني كه باشيء متناهي عالي اي بيان مي شود ، كه نه چيزي را مي توان به آن افزود و نه از آن جدا كرد . “[2] واين برداشتي است كه از آغاز تا به امروز بر معماري تسلط داشته است .
به هر حال روابط معمارانه ، اجتماعي و فن آورانه از نوعي معماري با عنوان معماري اكو-تك خبرمي دهد ، كه طيف گوناگوني از ساختمانها را دربرمي گيرد .
در برخي كتابها ، اينگونه ساختمانها را با عنوان هاي بيان ساختاري ، مجسمه سازي بانور ، صرفه جويي در انرژي ، واكنش هاي شهري ، ساخت اتصالات ، و نمادگرايي شهري دسته بندي و معرفي كرده اند . يكي از وجوه مشتركي كه در ميان تفسير وتوجيه اين نوع معماري ميتوان به آن اشاره كرد ، اين است كه معماري و فناوري مي توانند از هم ياد بگيرند .
تكنولوژي به مثابه ضرورتي در معماري
تكنولوژي نوين به اضافه روشهاي جديد فروش ، انبوه فراواني از روشهاي ساختماني جديد و مصالح جديد را به ميدان آورده است . معماران كه انسانهاي روبه رشد بوده و طبق روال محض طبيعت ، نسبت به موج مدهاي جديد به منظور روشن شدن راههاي نوين حساس مي باشند ، انتخاب راههاي نوين را بر راههاي كهنه ترجيح داده اند . درستي بسياري از اين انتخابات عملاً به اثبات رسيده است ، و خيلي از آنها هم از نظر ساختماني ، ازنظر زيبائي نما و يا از نظر بالا بودن هزينه
نگهداري با ناكامي قرين بوده اند . وانگهي هيجان ناشي از نوآوري براي مدتي ، خاطر طراحان را از جنبه هاي كيفي كار منحرف مي نموده است . حال اين وضع در حال بازگشت به حالت تعادل است . در معماري هم ، مانند رياضيات در زمينه كشف معاني و ايجاز گفتني بسيار است . تكنولوژي ، نه ارباب معماران و نه بازيچه دست آنهاست بلكه فقط در خدمت آنها مي باشد .
طبيعت الهام بخش
سازه بايد تابع قوانين طبيعت و تأمين كننده الزامات آن باشد و به طبيعت احترام بگذارد . هر نوع توسعه يا پيشرفت در مهندسي ساختمان فقط به كمك اين قوانين امكان پذير است . نوعي سادگي ذاتي درطبيعت وجود دارد كه اگر بتوان آنرا در طراحي سازه به كاربست ، مي توان مطمئن بود كه ساختماني موزون و زيبا بوجود خواهد آمد . طبيعت به ما درس طراحي سازه مي آموزد . طبيعت با قوانين جاري درون خود راههايي را نشان مي دهد كه مي توان با استفاده از آنها با كمترين اجزا ، تركيبات متنوع و بي انتها از فرمهاي سازه اي را بوجود آورد . روشها و ايده هاي جديد درطراحي سازه را مي توان از طبيعت آموخت . بلورهاي برف نمونه اعجاب آميز از اين توانائي طبيعت هستند . بلور برف داراي فرمي شش وجهي ، متقارن و يكنواخت است و مي تواند الگوهاي نامحدودي ايجاد كند كه هيچكدام تكراري نيستند . هردانه بلوربرف منحصر به فرد است و در عين حال الگوهاي گوناگوني درون خود دارد . بلور برف نتيجه اعجاز طبيعت درصرف كمترين مقدار انرژي و مواد براي شكل گيري آن درتعامل با شرايط محيطي ، دما ، رطوبت ، سرعت باد و فشارجو است . طبيعت فرمها و سازه هايي را بر اساس اصل استفاده از كمترين انرژي خلق مي كند .
معماري و صرفه جويي در انرژي
امروزه استفاده كنندگان از ساختمان ، چه در منزل و چه در محيطهاي كاري ، نياز به راحتي و آسايش دارند . و اين امر موجب مصرف زياد انرژي در بخش خانگي شده است . انسان اكنون از لحاظ صرفه جويي در انرژي در موقعيتي بحراني قرار دارد . براي اجراي استانداردها و معيارهاي دائمي صرفه جويي در انرژي ، تعيين وكنترل دقيق مصرف انرژي در ساختمان ، امري حياتي است .
معماري و مسائل جهاني زيست محيطي
مفهوم معماري هماهنگ با طبيعت ، انديشه تازه اي نيست . براي نمونه ، ژاپني ها در پي جست وجوي دستيابي به فضاي داخلي مطلوب ، استفاده كارآمد از انرژي و همچنين محيط زيست سالم جهاني ، بار ديگر نظري به شيوه هاي كهن تفكر درباره ساختمان افكندند . در ژاپن روابط حسنه ميان زمين و ساختمان ، و ميان ديوار بيروني و محيط طبيعي اطراف ، از جمله تشريك مساعي هاي ديرينه به شمار مي آيد . درسنت هاي معماري ژاپني ، كاربرد و فرم ساختمانها ، از كلبه هاي الواري گرفته تا معابد بزرگ ، با محيط طبيعي در هم تنيده شده است . توجه به طبيعت به مثابه نيرويي غريب كه بايد از ساخت و ساز دور بماند ، انديشه اي است كه از گسترش صنعتي به اين سوشكل گرفت .
به هرحال دگرگون سازي سنت هاي ساخت و ساز، به گونه اي كه بتوان آنها را به شكلي شايسته و مطلوب درطراحي مدرن به كاربست ، نياز به درك انسان از كل چالش هاي بغرنجي دارد كه درگذشته هيچگاه وجود نداشت .
شهرهاي امروز ، در سرتاسر جهان ، با مخاطراتي همچون گرم شدن كل جهان ، تخريب لايه ازن و باران هاي اسيدي ، كه ناشي از مصرف بيش ازحد انرژي و ديگر منابع طبيعي است ، مواجه اند . اينگونه معضلات را مي توان با استفاده كمتر از انرژي ، از طريق بكارگيري شيوه هايي مبتكرانه ، تا حدودي جبران كرد . براي دستيابي به اين امر ، بايد كاملا مشخص شود كه چگونه مسئله ساخت مي تواند در هر مرحله از عمر ساختمان بر محيط زيست جهاني تأثير بگذارد . از اين منظر ، بايد همواره تجزيه و تحليل هايي درروند” ارزيابي چرخه زيستي ” صورت پذيرد . درعين حال بايد بازنگري هاي ريشه اي در طرح ريزي فضاهاي داخلي ساختمان انجام گيرد . درساختمانهاي مدرن از آنجا كه كارآمدي از دير باز همواره مد نظر بوده است ، ساخت فضا با توجه به استفاده از نور و همچنين كنترل هاي حرارتي ، اكنون امري بديهي و قطعي به نظرمي آيد .
از حفاظت تا سازگاري با طبيعت
با نگاه به آنچه در زمينه معماري انجام گرفته مي توان پي برد كه عرف طراحي ساختمان درطول زمان تغييركرده است ؛ از مسدود كردن محيط خارج براي حفاظت از فضاهاي داخل گرفته تا قراردادن طبيعت و انرژي هاي طبيعي در طرح . به طور مثال مي توان به استفاده مجدد ژاپني ها از رخبام هاي عميق و دريچه هاي شوجي كه از شيشه مخصوص ساخته شده اشاره كرد كه هر دو از شيوه هاي معماري سنتي ژاپن است كه با اقليم آنها تناسب دارد . البته ناگفته پيداست كه شيوه هاي معماري سنتي را نمي توان به آساني يا به شكلي جبري براي مردمي كه به روابط منطقي موجود در محيط زيست ، يا به زندگي درساختمانهاي بلند مرتبه خوگرفته اند ، به كاربست .
تهويه ، نوردهي و ديگر سيستمهاي مكانيكي ، فن آوري هاي گسترده اي هستند كه هم ساكنان و هم معماران از آن بهره مند مي گردند . تهويه طبيعي با امكان جريان هوا از سقف ، تهويه مطبوع از طريق پالايش شبانه و دميدن هوا از زير كف ، كنترل نور و نظاير اينها ، دستاوردها و اشكال نوآورانه اي هستند كه ضمن اعمال و رعايت آنها در برخي ساختمانها ، توانسته اند انرژي و منابع طبيعي همچون گرما و نورخورشيد ، باد ، انرژي گرمايي زمين و آب باران را مورد استفاده قرار دهند . در اين ميان روشهاي مكانيكي گوناگوني نيز براي صرفه جويي در انرژي و سيستمهاي جديد توليد آن ، كه حداقل تأثيرات ناسازگار با محيط را داشته باشند ، بكارگرفته شده است .
طراحي ساختمان سبز نيز جايگزين مناسبي براي ساختمانهاي اداري با سيستم تهويه و مصرف زياد انرژي وكوششي جدي براي مقابله با مشكل آلودگي هوا و مصرف بالاي انرژي در اينگونه ساختمانها مي باشد . شكل اين ساختمانها در نتيجه آزمايشهاي تونل باد و با استفاده از مدلهاي نمايشي ازساختمانهاي اطراف به دست مي آيد .
اهداف معماري اكوتك
برخي از معماران براي ايجاد پيوند و هماهنگي بين انسان و محيط طبيعي از طريق فضاي معماري به فكر استفاده از مصالح و مواد طبيعي و در مواردي كاربرد روشهاي بومي افتادند و خصوصيات مصالح سنتي را از نو شناختند . ” معماري بومي كه نتيجه پذيرش معيارهاي معماري مردمي ، به عنوان روش طراحي توسط مهندسان معمار مي باشد . اين معماري وسيله اي براي ادامه ارزشهاي ريشه دار، در يك بافت نوين است .”[3]
معماري اكوتك با هدف حفظ محيط زيست بر موارد زير تأكيد دارد :
- كاهش اتلاف و پخش انرژي در محيط
- كاهش توليد تأثير گذارنده ها بر سلامت انسان
- استفاده از مواد قابل بازگشت به چرخه طبيعت
- رفع سموم مواد
اصل طراحي در اين سبك بر اين اصل استوار است كه ساختمان ، جزئي كوچك از طبيعت پيراموني است و بايد به عنوان بخشي از اكوسيستم عمل كند و در چرخه حيات قرار گيرد . معماري اكوتك ، طراحي است مردمي و لذا كيفيت فضاهاي داخلي ساختمان اهميت ويژه اي مي يابند . حال اين سئوال مطرح است كه كيفيت خوب چگونه حاصل مي آيد ؟ بدون ترديد كيفيت مطلوب بدون توجه به طبيعت ، نورگيري مناسب فضاها و تهويه مطبوع فراهم نمي آيد . در ضمن از آنجا كه پايداري و ماندگاري خود ساختمان به عنوان يك پديده مد نظر است ، لذا ساختن با كيفيت بالا و استفاده از مصالحي با قابليت ماندگاري طولاني نيز بايد در نظر گرفته شود . رسيدن به چنين شرايطي با استفاده از مديريت كارآمد و به كار گيري آخرين تكنولوژي ها صورت مي گيرد . دستيابي به استانداردهاي بالاي كيفيت ، امنيت و آسايش كه در واقع سلامت انسان ها را تأمين مي كند از مهمترين اهداف معماري اكوتك است . در ضمن اين نكته را نبايد ناديده گرفت كه بهره گيري از تجربيات گذشتگان در بهبود كيفيت معماري، راهگشاي دستيابي به طراحي پايدار خواهد بود .
بهبود كيفيت معماري در طراحي اكوتك در راستاي نيل به يك هدف صورت مي گيرد و آن هم آسايش است . نكته مهمي كه در اين نوع معماري مورد توجه قرار مي گيرد ، آن است كه تمامي عوامل دخيل در آسايش ، مرتبط با هم و به صورت يك سيستم واحد در نظر گرفته مي شود . آنچه زير مجموعه آسايش در معناي عام آن قرار مي گيرد عبارتند از : آسايش ، آرامش ، امنيت ، ايمني و سلامت .
آنچه به تفصيل پيرامون معماري گفته شد ، نشان دهنده نوعي نگرش به معماري است كه بر چند نكته اساسي اشاره دارد : 1- كيفيت گرايي 2- توجه به آينده 3- توجه به محيط ، لذا معماري اكوتك يك سبك فرمال و برگرفته از شرايط زودگذر و هيجانات آني نيست ، بلكه در بطن خود واجد مفاهيم عميقي است كه پيوند دهنده انسان ، طبيعت و معماري است .
اكوتك و رابطه آن با طبيعت
رابطه بين اكوتك و طبيعت را در قالب شرح يك نمونه از كارهاي معمار نام آور اين سبك ، نورمن فاستر بررسي مي كنيم .
نورمن فاستر يكي از نام آورترين معماران عصر حاضر و از چهره هاي شاخص سبك اكوتك است . طرح وي براي بازسازي رايشتاگ (پارلمان جديدآلمان) در برلين درسال 1993به عنوان برنده اول اعلام شد . فاستر در طرح خود يك گنبد شيشه اي به جاي گنبد تخريب شده پارلمان درجنگ جهاني دوم در نظر گرفت .
اين گنبد جديد از چند نظر حائز اهميت است . اول اينكه در داخل گنبد دو رامپ مارپيچ قراردارد كه به سكوي فوقاني براي تماشاي مناظر اطراف ختم مي شود ، لذا مردم به صورت نمادين بربالاي سر نمايندگان خود صعود كنند .
از طرفي هنگام شب گنبد ازطريق تالارمجلس روشن مي شود و به صورت گنبدي نوراني مي درخشد كه نشانه اي از قدرت و توانايي پروسه دمكراتيك در آلمان فدرال است .
دوم اينكه از نظر اقليمي در تابستان تهويه طبيعي تالار نمايندگان از طريق گنبد شيشه اي صورت مي گيرد و در زمستان نيز هواي گرم كه از تالارمجلس به فضاي زير گنبد صعود كرده بازيافت و مجدداً مورد استفاده قرار مي گيرد و سوم اينكه آينه هاي وسط گنبد ، روشنايي طبيعي و تصوير مردم را به تالار نمايندگان منعكس مي كنند .
ازديگرموارد اقليمي كه درطرح باسازي اين ساختمان در نظر گرفته شده مي توان به موضوعات زير اشاره كرد :
- سلولهاي خورشيدي فتوولتيك با300 متر مربع مساحت بر روي بام جنوبي ساختمان براي تـأمين برق .
- پنجره هاي هوشمند براي تهويه هوا .
- استفاده از سوخت تجديد شونده بيوگاز براي توليد برق بدون آلودگي كه از انتشار94% توليد دي اكسيد كربن ممانعت مي كند.
- طراحي يك نقاب متحرك در زير گنبد شيشه اي كه حركت آن توسط كامپيوتر تنظيم شده و از تابش و انعكاس مستقيم نورآفتاب به داخل تالار مجلس جلوگيري مي كند .
- ذخيره شدن حرارت اضافي در قسمتهاي مختلف ساختمان دريك مخزن طبيعي كه آب گرم براي گرمايش راتأمين مي كند .
ذخيره شدن آب سرد درلايه هاي زير زمين براي تأمين سرمايش در تابستان .
هم اكنون معماران سبك اكوتك طلايه داران استفاده از عوامل اقليمي در ساختمان هستند و همواره ابتكارات و ابداعات جديد از طرف آنها در اين زمينه ارائه مي شود .
[۱] – فصلنامه معماری ایران ، دوره دوم ، شماره ۵ ، تابستان ۱۳۸۰ ، صفحه ۶
[۲] – فصلنامه معماری ایران ، دوره دوم ، شماره ۵ ، تابستان ۱۳۸۰ ، صفحه۶
[۳] – یک تئوری نوین درمعماری ، بروس آلسوپ ، پرویزفروزی ، انتشارات دانشگاه تهران
کلمات کليدي : معماری اکوتک اکوتک سبک اکوتک
|